تبلیغات
just books - بررسی رمان در تاریخ بیهقی
دراین میان بررسی رمان در تاریخ بیهقی كاری است شگفت انگیز ، یكی از موجباتی كه كتاب تاریخ بیهقی را خواندنی و مطبوع كرده است لطف داستان  پردازی است . این كه خواننده هنگام مطالعه مجذوب آن می شود و می خواهد موضوع را یكسره دنبال كند تا به پایان رساند.

تاریخی بیهقی را از جهات چندی می توان در طول تاریخ كه از زمان نگارش تا به امروز برآن می گذرد حدود 1000 سال چندان هم مورد اعتنا واقع نگردیده و به نوعی غفلت هم دچار شده است .

این كتاب را از مناظر گوناگونی می توان مورد بحث و بررسی قرار داد وكثرت این نظرگاه ها سبب شده تا به آن ساختاری چند جانبه بدهد وآن را نه تنها كتابی تاریخی صرف بلكه ادبی وهنری نیز قلمداد كرد .

تاریخ بیهقی صرفا تاریخ نیست بلكه مانند یك رمان ، دارای شگردهای خاص و پیچیده ی داستان نویسی است اما نمی توان گفت هدفش كاملا رمان است .

 مقدمه

در تاریخ بیهقی اشخاص داستان فراوانند و از طبقات گوناگون شاه ، شاهزاده ، وزیر . ندیم ، نیك اندیشان ، بد كرداران وبسیاری دیگر را در این كتاب می توان دید كه هر كس بسته به تاثیر و اهمیتش جلوه گر است ورفتاری دارد در خور منش و مقام خویش نه تنها مردان بلكه زنان نیز الته به ندرت در قصه دارای نقشی بارزند وچشم گیر است . اما قهرمانان اصلی كه وقایع مهم كتاب زاییده وجود او است شاه مسعود است .

 از سوی دیگر نباید از یاد برد كه این كتاب چنان كه از نامش پیداست – تاریخ بیهقی – تاریخی است كه ازنظرگاه شخصی كه مدت ها در اشراف امور قرار داشته است وشغل چند وجهی دبیری و رساله پردازی به او محول بوده ، روایت شده است . به این معنا كه گزارشگر این تاریخ هرچند وقایع را مستند و با ماخذ بیان می كند، اما حضور او را درهمه ی روایات می توان احساس كرد ، البته منظور از این حضور ، وجود فیزیكی نیست ، بلكه حضور روح ، ذهن و زبان او در خلال روایات است . اگر از بوسهل روایت می كند ، اگر اوصاف خواجه حسن میمندی را بر می شمارد .

 اگر از استادش بونصر مشكان می گوید . اگر از قهرمان اصلی كتابش سلطان مسعود سخن می گوید واگر از سایر بزرگان ومحتمشان بارگاه غزنوی حدیث می كند. درهمه جا می توان حضور اورا حس كرد . بیهقی چنان كه خود بارها دركتابش عنوان می كند قصد دارد طرحی نو وگونه ای دیگر از تاریخ نویسی ارائه دهد وحتی سعی می كنداین همه جزء نگری اش را هم توجیه كند و البته همین شكستن سنت مختار است كه كتاب او را بوی دگر داده و حضور روح بیهقی ، ادیب مورخ ، دبیر و البتّه ناصح را در همه جا شهادت می دهد .

اشاره شد كه تاریخ بیهقی صرفا تاریخ نیست بلكه مانند یك رمان دارای شگردهای خاص و پیچیده داستان نویسی است . در تعریف رمان این چنین آمده است :« داستانی است كه بر اساس تقلیدی نزدیك به واقعیت از آدمی و عادات و حالات بشری نوشته شده باشد و به نحوی از انحاء شالوده ی جامعه را خود تصویر و منعكس كند.»4

هگل رمان را حماسه بورژوایی وجانشین حماسه عصر قهرمانی می داند« هدف رمان همانند هنر حماسی باز نمودن جهان در تمامیت آن است ».

به نظر هگل تقابل بین رمان وحماسه تقابل در دوران تاریخ جهانی است كه در حقیقت  حماسه شعر قلب و رمان نثر زندگی است .

در این مقاله سعی شده ویژگی هایی یك رمان كه عبارتنداز : 1- شخصیت های رمان 2- طرح رمان 3- محتوی 4- فضا 5- گفتگو 6-زاویه دید را در تاریخ بیهقی مورد بررسی قرار داده .

 محتوای مقاله

1-  شخصیت :

بعضی رمان ها یك شخصیت محوری دارند وبعضی ، دارای شخصیت های متعدد هستند . تاریخ بیهقی از نوع دوم است . درست است كه زمان ومكان وشخصیت ها تاریخی اند ، اما بیهقی آفریننده است وشخصیت های پویا و كارساز می سازد این شخصیت ها به نوعی ترجمان احساسات و عواطف جامعه خویش اند.

شخصیت اصلی او امیر مسعود است ، دركنار او شخصیت های فرعی مثبت
(احمد بن حسن میمندی) و منفی (بوسهل زوزنی) و….. حضور دارند.

شخصیت نوعی هم دارد . شخصیتی را با عمل و رفتاری مشخص كه نماینده گروهی از مردم یا درباریان است ، چه منفی و چه مثبت ، می آفریند ومعرفی می كند . مانند (آینده نگری بونصر مشكان در ماجرای امیر محمد كه شخصیت او را قابل تعمیم به پدریان می كند.)
« گفتم زندگانی خداوند دراز باد ، دارم نصیحتی چند ، اما اندیشیدم كه دشوار آید كه سخن تلخ باشد و سخنانی كه بنده نصیحت آمیز باز نماید ، خداوند باشد كه با خاصگان خویش بگوید و ایشان را از آن ناخوش آید و گویند :« بونصر را بسنده نیست كه نیكو بزیسته باشد ؟ دست فرا وزارت و تدبیر كرد !»  وصلاح بنده آن است كه به پیشه دبیری خویش مشغول باشم و چشم دارد كه كه وی را از دیگر سخنان عفو كرده آید .

 گفت : البته همداستان نباشم وكس را زهره نیست كه در این ابواب با من سخن گوید ، چه محل هر كس پیداست . گفتم : زندگانی خداوند دراز باد ، چون فرمان عالی براین جمله است ، نكته یی  دو سه باز نماید ودر باز نمودن آن حق نعمت خاندان بزرگ را گزارده باشد . خداوند را بباید دانست كه امیر ما ضی مردی بود كه وی را درجهان نظیرنبود به همه بابها ، و روزگار او عروسی آراسته را مانست ، و روزگار یافت و كارها را نیكو تامل كرد ودرون و بیرون آن را بدانست و راهی گرفت و راه راست نهاد وآن را بگذاشت و برفت . وبنده را آن خوش تر آید كه امروز بر  راه وی ر فته آید و گذاشته نیاید كه هیچكس را تمكین ‌آن باشد كه خداوند را گوید كه « خلال كار بد كرد ، بهتر از آن عیبایست » تا هیچ خلل نیفتد . و….. گفت :« سخت نیكو سخنی گفتی و پذیرفتم كه هم چنین كرده آید ».

رمان نویسان گاهی اوقات شخصیت هایشان را با توصیف ظاهر آنان به خواننده معرفی می كنند و در بخشش های دیگر به تجزیه وتحلیل ماهیت روانی و اخلاقی آنها می پردازند به درون شخصیت ها رفته وعادات ، طبیعت ، خصلت و مكنونات قلبی شان را آشكار می كند. این ویژگی را در توصیف بوسهل زوزنی می بینیم.

« این بوسهل مردی امام زاده ومحتشم و فاضل و ادیب بود، اما شرارت و زعارتی در طبع وی مؤكد شده – و لا تبدیل لخلق الله – و با آن شرارت دلسوزی نداشت و همیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبار بر چاكری خشم گرفتی و آن چاكر را لت زدی و فرو گرفتی ، این مرد از كرانه بجستی و فرصتی جستی و تضریب كردی و المی بزرگ بدین چاكر رسانیدی و آنگاه لاف زدی كه فلان را من فرو گرفتم– و اگر كرد ، دید و چشید و خردمندان دانستندی كه نه چنان است و سری می جنبانیدندی و پوشیده خنده می زدندی كه وی گزاف گوی است.»

ازهنرهایی دیگر بیهقی در شخصیت نهایی ، طراحی های متعدد از نكات برجسته آدم هایش است ، آن شخصیت را در ذهن خواننده جا می دهد مثلا برای دهن بین بودن مسعود از زبان علی قریب :«………….. اما دانم كه این عاجزان این خداوند زاده را بنگذارند تا مرا زنده ماند كه بترسند ووی بدین مال و حطام من نگرد وخویش را بدنام كند.»

بیهقی خالقی منصف است . اگر شخصیت مثبت او اشتباه كند . آن را بیان می كند و اگر شخصیتی منفی از مسأله ای انحرافی مبرا بود، از او دفاع می كند.

2- طرح :

طرح بسیار قوی است . حوادث و وقایع را درچارچوبی از قبل تعیین شده ، انتظام می بخشد و در آن اتفاقات را به گونه ای به هم پیوند می دهد كه مطلب در عین استقلال ، جزئی از كل به حساب می آید .

3-  محتوی:

در رمان معمولا صحبت از بحران های اخلاقی و عاطفی و حوادث و موقعیت هایی كه در محدود مشاهده همه ما است به میان می آید . بر رمان فرض است تا بی ابهام ، ملاك و معیارهای احساسی واخلاقی كه بشر بر اساس آنها می زید و نیز به تمامی مسائل اخلاقی و رفتاری كه هر روز در احاطه آنها قرار دارد بپردازد بعضی از نویسندگان فقط لفاظی می كنند اما درون مایه كار بیهقی از واقعیت ومضمونش خود جامعه است از چهره مسعود پرده بر می دارد از ظلم دربار می گوید وشخصیت منحط درباریان را نشان می دهد برای مثال چهره اصلی وشخصیت تاریخ بیهقی سلطان مسعود است كه از خلال حوادث مختلف تاریخ بیهقی ، این حقیقت ، آشكارا به چشم می خورد كه مسعود پادشاهی با سواد و درس خوانده و معلم دیده بوده است . وی در فارسی خواندن و نوشتن به تصدیق گواهانی چون بونصر مشكان و بیهقی و عبدالغفار ، درخاندان غزنوی بی نظیر بوده است . بیهقی می گوید : « نامه را امیر توقیع كرد و به خط خویش فصلی زیر نامه نبشت سخت قوی ، چنان كه او نبشتی ملكانه » . مسعود از علم مهندسی نیز مطلع بود ودر هندسه ومهندسی آیتی بوده است .

سلطان مسعود غزنوی مردی است كه گویی سوگند خورده دمی به یاد رعایای خود نباشد ودمی ازخوش گذرانی دست برندارد . سربازارن می روند و به ضبط و توقیف اموال رعایا مشغول می شوند ، امیر هم دركنار سربازانش به نشاط و شراب مشغول است ، چنان كه دمی از باده گساری نمی آساید .

وقتی كه سلطان مسعود در دندانقان شكست می خورد ، می گوید :« غم خوردن سودی ندارد پس به سر نشاط باز می شود و شراب می خورد ».

سلطان مسعود ، امیری مستبد و خود سر بوده است و گاهی به صراحت به استبداد رای خود نیز اقرار می كند . چنان كه در نامه ای كه پس از شكست دندانقان به ارسلان خان ، خان تركستان می نویسد ، اشاره می كند كه رای درست آن بود كه سوی هرات می رفتم ، همان طوری كه به من گفتند . « اما مارا لجاجی و ستیزه ای گرفته بود خواستیم كه سوی مرو رویم آن نادره (شكست دندانقان ) افتاد . سوی مرو رفتیم و دل ها گواهی می داد كه خطای محض است ».

سلطان مسعود ، به رغم خود رایی اش به « مشورت » سخت معتقد است . بیهقی در جاهایی دیگر ، شخصیت سلطان مسعودرا این گونه بیان می كند كه او زود تحت تاثیر سخنان اطرافیان خود قرار می گیرد . « از خداوند هیچ عیب نیست . عیب از بدآموزان است .»

یكی از شگردهای سلطان مسعود این است كه وقتی می خواهد دست به كاری بزرگ و ناپسند بزند چون می داند كارش توجیه پذیر نیست ، خود از شهر خارج می شود. چون فرمان می دهد حسنك را بردار كنند، قصد شكار و نشاط سه روزه می كند وبا ندیمان وخاصگان ومطربان از شهر خارج می گردد.

سلطان مسعود صفات پسندیده هم داشت ، از قبیل : شرم ، حلم ، رحمت ، بزرگی و كریمی . چنان كه وقتی بوسهل زوزنی در شهر بلخ در امیر می دمید كه حسنك را بردار باید كشید ، می خوانیم :

« امیر بس حلیم وكریم بود ، جواب نگفتی » بیهقی اضافه می كند:« توان گفت از وی كریم تر وحلیم تر پادشاه نتواند بود». در داستان بوسعید سهل نیز بیهقی نوشته است :« امیر مسعود را شرمی ورحمتی بود تمام .»

صفت پسندیده ی دیگر سلطان مسعود، حق شناسی و قدر دانی اوست . سبب انتخاب خواجه احمد حسن را به وزارت چنین ذكر می كند: « خواجه به روزگار پدرم آسیب ها و رنج ها دیده است وملامت كشیده .»

مهم تر از همه ، آن است كه بیهقی در خطبه ی مجلد دهم تاریخ خود ، به كنایه ، همه ی چیزهای گفتنی را درباره ی ولی نعمت خود گفته و پوشیده به بی لیاقتی او نیز اشاره كرده است .« چه بود ازآن چه باید پادشاهی را كه امیر مسعود- رضی الله عنه – را آن نبود ، از خشم و خدمتكاران واعیان دولت وخداوندان شمشیر و قلم و لشكر بی اندازه و پیلان و ستور فراوان و خزانه ی بسیار ؟ اما چون تقدیر چنان بود …………. این ملك – رحمه الله علیه – تقصیری نكرد، هر چند مستبد به رای خویش بود وشب و شب گیر كرد ، و لكن كارش بنرفت كه تقدیر كرده بود ایزد ، عز ذكره ، در ازل الآزال كه خراسان چنان كه باز نمودم رایگان از دست وی برود و خوارزم وری وجبال هم چنین .»

4-فضا :

زمان ومكان با هم فضا را تشكیل می دهند. بیهقی در فضا سازی دستی قوی دارد ، سعی می كند حوادث را به گونه ای پیش خواننده مجسم كند كه او احساس كند از نزدیك شاهد ماجراست .

گنجینه  لغات  واصطلاحات ، تسلط ، تركیب وبار معنایی كلمات ، تقدّم و تأخر تركیبات . دستكاری درنظام متعارف جمله بندی و دخل تصرف در ژرف ساخت جمله ها . تسلط به فنون بلاغی و فصاحی ، شناخت صرف و نحو و تخیل قوی و بیانی رسا به نویسنده كمك می كند تصاویر و فضاهایی  بی نهایت بدیع و خوش منظر را بیافریند (توصیف جنگ داندانقان).

5-گفتگو :

در داستان كوتاه ونمایش نامه كاربرد فراوانی دارد گاهی درونیات وشخصیت افراد را نشان می دهد وگاهی حوادث را بیان می نماید گاهی در یك موقعیت خاص . گفتگو جنبه یی بحث و مناظره بین افراد را پیدا می كند وبه گونه ای جانبی فضا سازی و شخصیت پردازی می شود .(گفتگو ی حسنك و احمد میمندی با بوسهل در مجلس محاكمه حسنك).

6- زاویه دید :

اولین نكته ای كه در این موضوع به نظر می رسد حدود اعتبار اسناد و منابع كار بیهقی است كه همه اطلاعات او برآنها متكی است . در درجه اول بسیاری از مندرجات تاریخ وی چیزهایی است كه به چشم دیده و با اصطلاح خود او « از دیدار خویش» نوشته است .

درخلال تاریخ بیهقی مكرر می بینیم نویسنده برای جلب توجه خواننده تصریح
 می كند كه خود در فلان واقعه حاضر بوده ودركجا قرار داشته ، چه گفته وچه شنیده است . شگفت آن كه دقت نظر بیهقی حتی از روزگار كودكی قابل ملاحظه است وچه بسا كه خاطرات آن عهد مدد كار اوست . مثلا درباره بوالمظفر برغشی می نویسد : « من كه بوالفضلم این بوالمظفر را به نیشابور دیدم در سنه اربعمائه پیری سخت بشكوه ، دراز بالای و روی سرخ ، وموی سفید چون كافور ، دراعه سپید پوشدی با بسیار طاقه های ملحم مرغزی واسبی بلند بر نشستی ، بناگوش و بربند و پاردم و ساخت آهن سیم كوفت سخت پاكیزه و جناغی ادیم سپید غاشیه ركابدارانش در بغل گرفتی …………. دیدم اورا كه به ماتم اسماعیل دیوانی آمده بود ومن پانزده ساله بودم ».

از مشهودات بیهقی كه بگذریم ، یك دسته دیگر از مدارك او به نقل از اشخاص دیگرست كه شاهد واقعه وموضوع بوده اند ومورد اطمینان بیهقی هستند . وبسیاری دیگر از روایات از قول بونصر مشكان است كه بیهقی به او بسیار اعتقاد دارد

سخن پایانی :

چنان كه گذشت تاریخ بیهقی گنجینه ایی است از میان بسیاری از كتب و نوشته های ادب و فرهنگ فارسی كه ازنظرگاه های بسیاری بدان می توان نگریست و البته كوشش ها و پژوهش های بسیار را نیز طلب می كند و به راستی كه تاریخ برای او به معنی بیان افسانه نیست برای او علم است . علمی كه با آن زوایایی مختلف زندگی مردم و دربار را به نمایش می گذارد و با شرح داستان به تعلیم اخلاقی می پردازد و در این راه از آفرینش یك اثر ادبی نیز غافل نیست تا هم متكلمان را به كار آید و هم مترسلان را بلاغت افزاید .

منابع:

1- بیهقی ، ابوالفضل ، تاریخ بیهقی ، با شرح خلیل خطیب رهبر انتشارات مهتاب ، چاپ یازدهم ، 1386 ، جلدهای 1و2و3.

2- دقیقیان ، شیرین دخت ، منشاء شخصیت در ادبیات داستانی « بی نا» ، چاپ اول، بهار 1371.

3- یادنامه ی ابوالفضل بیهقی ، دانشگاه فردوسی ، مشهد چاپ دوم ، زمستان 1374.

4- یوسفی ، غلامحسین ، دیداری با اهل قلم ، تهران ، انتشارات علمی ، چاپ پنجم، 1375.

5- كیهان فرهنگی ، خرداد 79، ش 164 ، صص 9-13 ، نیره سلیمی .

6- سكوت سرشار از ناگفته هاست ، مارگوت بیكل ، ترجمه ی احمد شاملو ‌، محمد زرین مال ، انتشارات ابتكار، چاپ دوم ، 1365.

7- تاریخ بیهقی ، به اهتمام دكتر فیاض و دكتر غنی ، چاپ چهارم ، 1370 ،
 انتشارات خواجو .

8- قصه داستان كوتاه و رمان ، جمال صادقی ، تهران ، 1366،ص 41.

9- درآمدی به جامعه شناسی ادبیات ، آدور نود ….، گزیده ترجمه ی محمد جعفر پوینده،  انتشارات نقش جهان ، تهران 1377، چاپ اول ، ص346.

10- انواع فعل در تاریخ بیهقی ، مریم السادات رنجبر، اصفهان ، مانی ، 1379.


گردآوری:گروه ادبیات سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/healthy_safe_life.html


پی نوشت ها

1-سكوت سرشار از نا گفته هاست، مارگوت بیكل، ترجمه ی احمد شاملو، محمد زرین بال- انتشارات ابتكار، چاپ دوم، 1365

2-تاریخ بیهقی ، به اهتمام دكتر فیاضی ودكتر غنی چاپ چهارم /انتشارات خواجو /ص11-96.

3-همان وصص108-172.

4-قصه داستان كوتاه ورمان ، جمال صادقی ، تهران ،1366،ص41.

5- درآمدی برجامعه شناسی ادبیات ، آدورنود ….. ، گزیده وترجمه ی محمد جعفر پوینده ، انتشارات نقش جهان ، تهران ، 1377، چاپ اول ،ص346.

6- بیهقی ، ابوالفضل ، تاریخ بیهقی ، با شرح خلیل خطیب رهبر انتشارات مهتاب ، چاپ یازدهم ، 1386، ج1،ص55.

7- همان ، ج1، ص226.

8- همان ، ج1، ص44.

9- همان ، ج3، ص962.

10- همان ، ج1، ص228.

11-همان ، ج1، ص180.

12-همان ، ج1، ص200.

13-همان ، ج3، صص 1097و1098.

14-یوسفی ، غلامحسین ، دیداری با اهل قلم ، تهران ، انتشارات علمی ، چاپ پنجم ، 1375، ص11.

15- همان ، ص 13.